مقابله با افکار وسواسی

یکشنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۷ - ۱۳:۰۹
 مقابله با افکار وسواسی
همه دچار افکار وسواسی میشوند
در اختلال وسواسی- اجباری (OCD) افکار وسواسی به عنوان افکار، اندیشه ها یا تصورات ناخواسته مزاحمی که باعث ایجاد اضطراب، ترس یا ناراحتی میشوند تعریف شده اند. محتوای افکار وسواسی غالباً بی معنی و غیر عادی است. موضوع فکرهای وسواسی معمولاً به آسیب زدن، خشونت و تجاوز، سکس، مذهب، اشتباهات، ظاهر جسمی، میکروبها، بیماری و احساس نیاز به دقت و کمال مربوط میشود. از آنجا که افکار وسواسی باعث اضطراب و ناراحتی میشوند افراد معمولاً سعی میکنند در مقابل این افکار مقاومت کرده آنها را متوقف یا کنترل نمایند. ولی این کوششها غالباً موثر واقع نمیشود یا فقط برای مدت کمی موثر واقع میشود. آنگاه فکر مزاحم برمیگردد و میتواند زندگی مستقلی برای خود پیدا کند.
چیزی که بسیاری از افراد متوجه آن نیستند آن است که در واقع همه افراد (خواه OCD داشته باشند یا نه) گاهگاه دچار این قبیل فکرهای مزاحم ناخواسته میشوند. این نوع فکرها جزئی از نظام تفکر عادی انسانها است. هدف این جزوه آن است که به شما یاد دهد که افکار وسواسی ناخوشایند، ناراحت کننده، نفرت انگیز، عجیب و غریب و بیمعنائی که تجربه میکنید به هیچ وجه خطرناک یا غیر عادی نیستند.

افکار مزاحم عادی هستند
همه مردم با تجربه افکار وسواسی مزاحم آشنا هستند. صرف نظر از اینکه این فکر نوعی خیال پردازی روزانه درباره برنده شدن در قرعهکشی، تصور وحشتناکی از یک آسیب یا خطر، یا تردید بیمعنائی که کاملاً با آنچه شما معمولاً فکر میکنید مغایریت دارد باشد. همه افراد بشر گاهی دچار این نوع افکار بیمعنی ناخواسته میشوند. شما ممکن است شگفت زده شوید از اینکه به فهمید که انواع افکار مزاحم و ناراحت کننده، غیر قابل قبول شبیه افکار وسواسی بیماران گاهگاه به ذهن تقریباً همه افراد میآیند. به عبارت دیگر، افرادی غیر از بیماران وسواسی هم گاهی همان افکار ناخواسته مزاحم مخصوص بیماران وسواسی را تجربه میکنند. فهرست زیر نمونههائی از افکار مزاحمی را که توسط افراد عادی گزارش شدهاند نشان میدهد:
- فکر پریدن از روی پل به بزرگراهی که از زیر آن میگذرد.
- فکر راندن اتومبیل به خارج از جاده یا بطرف ماشینهائی که از سمت دیگر میآیند.
- فکر اینکه چیزی را در چشم خود فرو کنم.
- تمایل ناگهانی به انداختن خود زیر چرخهای ترن (یا ماشین) که نزدیک میشود. 
- تصور اذیت کردن یا کشتن یکی از افراد محبوب خود.
- فکر انجام کاری زشت درباره یک فرد سالمند یا یک طفل کوچک.
- فکر آرزوی مرگ کسی را کردن.
- تمایل ناگهانی به زیر گرفتن پیادهای که خیلی کند راه میرود.
- تمایل ناگهانی به سیلی زدن به کسی که زیاد حرف میزند.
- فکر اینکه هنگام رانندگی تصادفاً  کسی را زیر بگیریم.
- تصور اینکه فرد محبوبم زخمی یا کشته میشود.
- فکر دریافت خبر درگذشت یکی از اقوام نزدیک.
- فکر اینکه دیگران گمان کنند من چیزی را دزدیدهام.
- فکر اینکه با ماشین در رودخانه بیافتم و داخل ماشین حبس شوم.
- فکر اینکه از جاهای خاصی چون توالتهای عمومی بیماری بگیرم.
- فکر اینکه همیشه روی دستم خاک و کثافت هست.
- فکر بیمار شدن به علت تماس با یک نفر دیگر.
- تمایل ناگهانی به توهین کردن به یک دوست بدون هرگونه دلیل واضح .
- تصور اینکه سر خویشاوندان خود داد بزنم.
- تمایل ناگهانی به گفتن چیزی زشت یا نامربوط به فردی دیگر.
- تمایل ناگهانی به انجام کاری شرمآور یا وحشتناک. 
- فکر اینکه در خانه را قفل نکردهام.
- فکر اینکه در غیاب من دزدی به خانه من دستبرد بزند.
- فکر اینکه وسایل برقی را خاموش نه کرده و باعث آتشسوزی شوم.
- فکر اینکه کودکی را مورد اذیت جنسی قرار دهم.
- فکر اینکه خانهام آتش گرفته و من همه دارائی خود را از دست دادهام.
- فکر اینکه در ماشین را قفل نکردهام.
- داشتن فکری که با اعتقادات اخلاقی و دینی من مغایرت دارد.
- آرزوی اینکه شخصی موفق نشود.
- فکر اینکه میزی را که سراسر شیشه است بزنید بشکنید.
- فکر انجام اعمال خشونت آمیز به هنگام عشق بازی.
- تمایل جنسی ناگهانی به زنان جذاب.
- فکر روابط جنسی «غیر طبیعی».
- تصور آلت جنسی مرد.
- تصور پدربزرگ یا مادر بزرگ در حال عشق بازی.
- فکر چیزهائی که کاملاً مرتب چیده نشدهاند.
چرا همه افراد گاهی دچار این قبیل افکار مزاحم میشوند؟ شاید علت آن باشد که ما به عنوان انسانها دارای مغزهای بسیار پیشرفته و خلاقی هستیم که میتوانند سناریوهای گوناگونی را که بعضی از آنها خوشایندتر از بقیه هستند، مجسم کنند. گاهی دستگاه «فکر ساز» ما افکاری را درباره خطر ایجاد میکند در حالیکه در واقع هیچ خطری در بین نیست. انسانها خواه در حال خواب یا بیداری افکار زیادی را تجربه میکنند. بنابراین دور از انتظار نیست که مغز ما گاهی افکار بیمعنی و عجیب و غریبی هم ایجاد نماید (که میتوان آنها را نوعی «پارازیت ذهنی» تلقی کرد). غالباً این نوع افکار توسط موقعیتهای بیرونی از قبیل منظره یک چاقو، توالت، رانندگی، یا یک علامت دینی ایجاد میشوند.
دانشمندان آزمایشهای متعددی را درباره افکار مزاحم ناخواسته در افراد مبتلا به بیماری وسواس و عادی انجام دادهاند. همه این مطالعات موید آن هستند که افراد وسواسی و غیر وسواسی دارای افکار مزاحم مشابهی هستند. در یکی از معروفترین این قبیل مطالعات، محققان از افراد وسواسی و عادی خواستند برخی از افکار ناخواسته و ناخوشایند خود را بنویسند
فهرست افکاری که به این ترتیب تهیه شده بود (و بسیار شبیه لیست افکار مزاحم بالا است) در اختیار روانشناسان و روان پزشکان قرار داده شده و از آنها خواسته شد بگویند کدام فکرها مال افراد عادی و کدام مال بیماران وسواسی است. در اکثر موارد حتی این افراد متخصص هم نمیتوانستند بدرستی بگویند که آیا فکرهای مزبور از آن بیماران وسواسی است یا از آن افراد عادی غیر وسواسی.
مطالعه بالا (و مطالعات متعدد دیگری شبیه آن) موید آن است که بیماران مبتلا به وسواس دارای مغز ناهنجاری نیستند که باعث تجربه افکار وسواسی وحشتناک، بیمعنی یا غیراخلاقی بشود. بلکه، افکار وسواسی بیماران وسواسی (حتی غیر قابل قبولترین، زشتترین، فجیحترین، منحرفترین افکار و تصورات) از تجارب کاملاً طبیعی سرچشمه میگیرند که در این جزوه به آنها اشاره خواهد شد.
تفاوتهای افکار مزاحم «طبیعی» و افکار مزاحم «بیمارگونه وسواسی» 
محققان به تفاوتهای مهمی بین فکرهای مزاحم «طبیعی» و «غیر طبیعی» وسواسی» پیبردهاند.
۱- افکار مزاحم افراد وسواسی بسیار بیشتر از افکار وسواسی عادی ناراحتکننده هستند.
۲- افکار وسواسی بیمارگونه بیش از افکار وسواسی عادی به مقاومت شدید توسط فرد مبتلا منجر میشوند.
۳- افکار وسواسی بیمارگونه بیش از افکار مزاحم عادی تکرار میشوند.
بقیه این جزوه به توضیح این تفاوتها اختصاص دارد تا شما متوجه شوید چگونه افکار مزاحم ناراحتکننده (اضطرابآور)، مکرر و شدید بیماری وسواس از افکار مزاحم طبیعی روزمره (افکار مزاحم عادی) ناشی میشوند.
الف- چرا افکار وسواسی بیماران وسواسی ناراحتکننده هستند؟
اگر چه همه افراد گاهگاه دچار افکار مزاحم ناراحتکنندهای میشوند، بنظر میرسد افراد از روشهای متفاوتی برای  تعبیر و تفسیر این افکار استفاده میکنند. 
هرگاه این افکار مزاحم بسیار تهدیدکننده و خطرناک تعبیر شوند باعث ایجاد ترس، اضطراب و ناراحتی میشوند.
اجازه بدهید ببینیم افراد سالم و مبتلا به وسواس افکار مزاحم ناخواسته خود را چگونه تعبیر میکنند. تحقیقات نشان داده که افراد سالم و غیر وسواسی افکار مزاحم ناخواسته خود را به عنوان نوعی «پارازیتذهنی» تعبیر کرده و رد میکنند. آنها میدانند که این قبیل افکار (اگر چه به موضوعات ناراحت کننده ای مربوط میشوند) عادی و بی معنی هستند. برای مثال، فردی غیر وسواسی در صورت ورود فکر بد و ناخواسته ای به ذهنش با خود میگوید «این فکر احمقانه ای است، من هرگز چنین کاری را نخواهم کرد» یا «این فکر بد نظر من بی معنی است». در این صورت، فرد مزبور دیگر به آن فکر توجه نمیکند و فکر مزبور هم بزودی بدون اینکه مشکلی ایجاد کند از بین میرود. 
از طرف دیگر، افراد مبتلا به وسواس، معمولاً این قبیل افکار عادی مزاحم را به غلط طوری تعبیر میکنند که به نظر آنها بسیار با معنی، مهم و خطرناک جلوه میکند. برای مثال: 
- داشتن این قبیل افکار بد است.
- اگر من فکر بدی داشته باشم باید آن فکر واقعیت داشته باشد.
- اگر من درباره موضوع وحشتناکی فکر کنم به آن معنی است که من آدم وحشتناکی هستم.
- اگر من فکرهای بدی داشته باشم معنی آن اینست که من دارم عقلم را از دست میدهم یا ممکنست کار بسیار وحشتناکی انجام دهم.
هرگاه فردی افکار خود را خطرناک یا تهدیدکننده تعبیر کند این امرباعث میشود او احساس افسردگی و اضطراب کند. بالاخره، اگر شما واقعاً اعتقاد داشتهباشید که هجوم افکار ناخواستهبه ذهن شما به معنی آن است که حادثه بدی اتفاق خواهد افتاد، طبیعی است که شما دچار ترس شوید. معهذا درک این نکته بسیار مهم است که برداشت یا تعبیر ما از یک فکر مزاحم مشکل اساسی است و نه فکر مزاحم مزبور. داشتن هر فکری یک تجربه عادی است و به خودی خود ضرری ندارد. تعبیر و تفسیر نادرست افکار عادی مزاحم به عنوان اموری خطرناک باعث میشود که این فکرها ناراحت کننده و عذابآور شوند. 
ب- چرا ما در برابر افکار مزاحم بیماری وسواس مقاومت نشان میدهیم؟
تعبیر غلط بعضی افکار مزاحم ناخواسته به عنوان اموری خطرناک نه تنها به احساس ناراحتی منجر میشود بلکه ما را مجبور میکند که در مقابل فکر مزبور مقاومت نموده یا آنرا از ذهن خود بیرون کنیم. شاید بتوانید به بینید که چطور اگر فردی فکر مزاحم ناخواسته خود را مهم، با معنی و خطرناک تعبیر کند الزاماً سعی خواهد کرد در برابر آن مقاومت کرده و آنرا از ذهن خود بیرون سازد.
ج- چرا افکار وسواسی بیماری وسواس تکراری هستند؟
 افراد مبتلا به وسواس گزارش میدهند که افکار وسواسی مزاحم آنها بسیار تکرار میشوند (یعنی بیش از افکار عادی به ذهن آنها هجوم میکنند). گاهی این فکرها توسط محرکهای محیطی ایجاد میشوند ولی در موارد دیگر آنها بدون هر نوع محرک خارجی و بدون مقدمه به ذهن افراد وارد میشوند. تکراری بودن افکار وسواسی هم تا حد زیادی با نحوه برداشت یا تعبیر فرد از آنها فرق میکند.
به طور خاص، هرگاه فکر مزاحمی تهدید کننده تعبیر شود آن فکر باعث فعال شدن سیستم تشخیص خطر خود کار بدن (یا پاسخ جنگ یا گریز) میگردد و فرد را نسبت به آن بیش از اندازه حساس کرده و آماده مقابله با خطر احتمالی میکند. این نوع آمادگی پاسخی عادی و مناسب در برابر احساس خطر است و به ما کمک میکند تا خود را از خطر حفظ کنیم. برای مثال، به هنگام قطع یک خیابان پرترافیک، پاسخ جنگ یا گریز شما به کار میافتد و شما را قادر میکند تا ماشینهائی را که به طرف شما در حرکت هستند خیلی زود تشخیص دهید. در این موقعیت شما خیابان را به دقت بررسی میکنید تا اگر ماشینی را در حال نزدیک شدن دیدید بتوانید در صورت لزوم از مسیر آن کنار بکشید (پاسخ گریز).
در مورد افکار مزاحم وسواسی، تهدید احساس شده عملاً یک فکر مزاحم عادی است که به غلط خطرناک تعبیر شدهاست. این سوء تعبیرها باعث میشوند افراد مبتلا به بیماری وسواس نسبت به افکار ناخواسته خود بیش از اندازه حساسیت پیدا کرده و گمان کنند آنها واقعاً خطرناک هستند (در حالیکه به واقع این فکرها فاقد هر نوع خطر میباشند). این تمایل طبیعی به اشتغال ذهنی با افکار مزاحمی که به غلط خطرناک و تهدیدکننده تعبیر شدهاند تا حدی علت تکراری بودن افکار مزاحم بیماران وسواسی را هم توضیح میدهد. 
روشهای دیگری هم که بیماران وسواسی از آن طریق در مقابل افکار مزاحم خود عکسالعمل نشان میدهند باعث افزایش تکراری بودن این افکار میشود. برای مثال، انسانها در کنترل افکار خود چندان توانا نیستند. بنابراین، نفس کوشش برای بیرون راندن افکار مزاحم از ذهن (یا سرکوب فکر) عملاً باعث افزایش افکار ناخواسته میشود. این پدیدهای طبیعی است. 
فیل صورتی رنگی را در نظر بگیرید و بعد سعی کنید اصلاً به آن فکر نکنید. اگر شما دچار فکرهای مزاحمی باشید که آنها را خطرناک تلقی کنید و سعی کنید آنها را بزور از ذهن خود بیرون سازید احتمالاً نتیجهای جز تکرار بیشتر آن فکرهای بد بدست نخواهید آورد. این نوع کوشش به طرد افکار مزاحم به حلقه معیوبی منجر میشود که طی آن رسوخ فکر بد باعث اضطراب میشود و کوشش نا موفق برای بیرون راندن آن از ذهن به اضطراب بیشتر میانجامد.
نتیجه گیری
در خاتمه درک این نکته بسیار مهم است که همه افراد هر از گاهی دچار افکار مزاحم ناخواسته و ناراحت کننده میشوند. این نوع فکرها کاملاً عادی هستند. آنها نشان دهنده هیچ نوع خطر، شرارت، انحراف یا رفتار ضد اخلاقی نیستند. آنها صرفاً افکاری بیمعنی هستند. فرق عمده افراد وسواسی و عادی در نحوه برداشت یا تعبیر و ارزیابی آنها از این افکار مزاحم است. افراد وسواسی این قبیل فکرها را به عنوان پدیدههائی مهم، با معنی و خطرناک تعبیر میکنند. این تعبیر باعث اینجاد اضطراب و ناراحتی میگردد. تفسیر غلط افکار مزاحم و اضطراب حاصل از آن باعث میشود که این افکار نوعی استقلال و حیات جاوید پیدا کنند. یکی از هدفهای درمان وسواس کمک کردن به شما است تا بتوانید به این قبیل فکرهای مزاحم بصورت نوعی پارازیت ذهنی نگاه کنید تا آنها نتوانند به مشکلات وسواسی در شما منجر شوند.
 
فایل های ضمیمه
جزوه مقابله با افکار وسواسی.pdf [ حجم فایل: ۱۵۵ کیلو بایت ] [ دفعات دانلود: ۲۰۷ ]

دکتر سید مهدی حسینی

نام و نام خانوادگی
دکتر سید مهدی حسینی
پست الکترونیکی
sayedmehdi.hosseini@gmail.com
آدرس
[ - - - ]
شرح
دکتری تخصصی روانشناسی - عضو هیئت علمی گروه روانشناسی موسسه آموزش عالی فاطمیه(س) شیراز
حیطه تخصصی: وسواس و اختلالات مربوط به آن
رویکرد درمانی: درمان شناختی- رفتاری،درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، فراشناخت درمانی